تبليغاتX
غریبه
غریبه

بی تو نه بوی خاک نجاتم داد نه شمارش ستاره هاتسکینم .....چرا صدایم کردی

 


به ساعت نگاه میکنم
حدود سه نصف شب است
چشم میبندم که مبادا چشمانت را
از یاد برده باشم
و طبق عادت کنار پنجره میروم
سوسوی چند چراغ مهربان
و سایه کشدار شبگردان خمیده
و خاکستری گسترده بر حاشیه ها
و صدای هیجان انگیز چند سگ
و بانگ آسمانی چند خروس
از شوق به هوا میپرم چون کودکیم
و خوشحال که هنوز
معمای سبز رودخانه از دور
برایم حل نشده است
آری از شوق به هوا میپرم
و خوب میدانم
سال هاست که مرده ام
مرحوم حسین پناهی
---------------------

خدایا لطف تو با خواستن کسی کم نمیشود وقت بخشیدن

که میشود دستت بالای هر دستیست.....

پروردگارا من اولین امیدواری نیستم کـــه پیش تو می آیــد و

هدیه اش میدهی با اینکه حقش این بوده که هیچش ندهی...

خدایا دعای مرا هم جواب بده صدایت میکنم نزدیک باش

زاری که میکنم دلرحم باش

حرف که میزنم گوش کن.....

 

آرشيو:
دوشنبه 25 آبان1388 ........ سارا ..... | |

 

آواز عاشقانه‌ي ما در گلو شكست
حق با سكوت بود، صدا در گلو شكست

ديگر دلم هواي سرودن نمي‌كند
تنها بهانه‌ي دل ما در گلو شكست

سربسته ماند بغض گره خورده در دلم
آن گريه‌هاي عقده‌گشا در گلو شكست

اي داد، كس به داغ دل باغ، دل نداد
اي واي، هاي‌هاي عزا در گلو شكست

آن روزهاي خوب كه ديديم، خواب بود
خوابم پريد و خاطره‌ها در گلو شكست

"بادا" مباد گشت و "مبادا" ‌به باد رفت
"آيا" ز ياد رفت و "چرا" در گلو شكست

فرصت گذشت و حرف دلم ناتمام ماند
نفرين و آفرين و دعا در گلو شكست

تا آمدم كه با تو خداحافظي كنم
بغضم امان نداد و خدا..... در گلو شكست

مرحوم قیصر امین پور

آرشيو:
چهارشنبه 13 آبان1388 ........ سارا ..... | |



Designed exclusively for Sara