تبليغاتX

غريبه

 

آواز عاشقانه‌ي ما در گلو شكست
حق با سكوت بود، صدا در گلو شكست

ديگر دلم هواي سرودن نمي‌كند
تنها بهانه‌ي دل ما در گلو شكست

سربسته ماند بغض گره خورده در دلم
آن گريه‌هاي عقده‌گشا در گلو شكست

اي داد، كس به داغ دل باغ، دل نداد
اي واي، هاي‌هاي عزا در گلو شكست

آن روزهاي خوب كه ديديم، خواب بود
خوابم پريد و خاطره‌ها در گلو شكست

"بادا" مباد گشت و "مبادا" ‌به باد رفت
"آيا" ز ياد رفت و "چرا" در گلو شكست

فرصت گذشت و حرف دلم ناتمام ماند
نفرين و آفرين و دعا در گلو شكست

تا آمدم كه با تو خداحافظي كنم
بغضم امان نداد و خدا..... در گلو شكست

مرحوم قیصر امین پور

+ نوشته شده در چهارشنبه 13 آبان1388 توسط سارا |



چه غمی است بی هم زبونی ... خدایا ... در این نمیه شب صدایم رو بشنو

و یاریم کن غصه های نادیده ام و ناله های ناشنیده ام چه مظلومانه در مرداب

تهمت های آدمهای پست پوسیدند و مردند...

خدایا!

موهبت های فراوانی به من بخشیده ای و از خطاهای بسیارم درگذشته ای

پس متبرکم کن تا بیاموزم ، ببخشم و درگذرم

و قلبم هیچ نفرتی را در خود نگاه ندارد.



+ نوشته شده در سه شنبه 25 دی1386 توسط سارا |


اینجایم ... بر تلّی از خاکستر ... پا بر تیغ می کشم و به فریب هر صدای دور دستمال سرخ دلم را ... تکان می دهم.

از شوق به هوا می پرم چون کودکی ام و خوشحال که هنوز معمای سبزی رودخانه ازدور برایم حل نشده است . آری از شوق به هوا می پرم و خوب می دانم ... سال هاســـــت که مُـــرده ام .

 

 

+ نوشته شده در دوشنبه 3 دی1386 توسط سارا |


دنیایم خالی شده

 

از رنگ ها

از صداها  

از نگاهها

درست بگویم از آدمها

توان مقابله برایم نمانده

پاروها را رها کرده ام

و تن به جریان این آب کدر داده ام

تا مرا به هر کجا که میخواهد ببرد

آری !

دیگر آموخته ام که هیچ چیز در این دنیا تغییر نخواهد کرد

 و ما چه ساده ایم که فکر میکنیم میتوانیم دنیا را عوض کنیم

چه ساده ایم که گمان میکنیم تفاوتی در آدمها هست

چه ساده ایم که گمان میکنیم خوبی و بدی با هم فرق دارند !

آری !

آموخته ام که باید همان باشم که از من ساخته اند

برایم تفاوتی ندارد

سیاهی شب

و روشنایی روز .

برایم تفاوتی ندارد

سوز و سرمای زمستان

با ماسه های داغ ساحل در ظهر یک روز تابستانی

همه چیز برایم یکسان است

گریزی نیست

گریزی نیست از تسلیم روزگار شدن








 

+ نوشته شده در جمعه 30 آذر1386 توسط سارا |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

ياد گرفته ام که چگونه بي صدا بگريم !

ياد گرفته ام که هق هق گريه هايم را با بالشم ..بي صدا کنم !


صفحه نخست
پست الکترونيک



نوشته هاي پيشين

آبان 1388

دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
مرداد 1386
تیر 1386



پيوندهاي قلبي من

فرشته مهربونم آلنوش
زیبای قشنگم
نیمای عزیز
علیرضای مهربونم
سید عرفان عزیز
ღ.•**•.Ar@sH.•**•.ღ
بهترینم مقداد
جاوید عزیز
فردین عزیزم
حامد عزیز
حمید عزیز
آواز مهر
الف -دریا(بهترینم )
بیتای عزیزم
استاد عزیز
مهرداد عزیز
حسین صولتی عزیز
مرد بارانی
دل کوچولوی عزیز
آرش عزیز


    تعداد بازديدها: